علی اکبر دهخدا در شهادت دوست انقلابیش جهانگیر صور اسرافیل به دست محمد علی شاه که به شکل فجیعی در باغشاه به شهادت می رسد مسمطی را می سراید که بعدها به نام «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» معروف می شود . این سروده ی علی اکبر دهخدا به واقع مسمط معمول است که فقط قافیه ی اول حذف شده است ماجرای سروده شدن این مسمط را علی اکبر دهخدا این گونه اورده که می گوید شبی مرحوم میرزا جهانگیر خان را در جامه سپید به خواب دیم که به من گفت «چرا نگفتی او جوان افتاد ؟»
علی اکبر دخدا در ادامه می گوید استنباطم این بود که میراز می گوید چرا مرگ مرا در جایی نگفته یا ننوشته یی در خواب این جمله بر ضمیرم امد که «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» در همین حال بیدار شدم چراغ را روشن کردم و تا صبح سه قطعه مسمط ذیل را ساختم و فردا گفته های شب را تصحیح کردم و دو قطعه ی دیگر بر آن افزودم و سرانجام در شماره ی نخست صوراسرافیل مطبعه ی سویس چاپ شد . با هم بخشی از این مسمط را که اتفاقی ست در هم زمانی تاریخ می خوانیم .
وصیتنامه ی دوست یگانه ی من به کودکان دوره ی طلایی هدیه برادری بی وفا به پیشگاه ان روح اقدس اعلی ای مرغ سحر ! چو این شب تار بگذاشت ز سر سیا هکاریوزنغمه روحبخش اسماررفت از سر خفتگان خماریبگشوده گره ز زلف زر تارمحبوبه ی نیلگون عمارییزدان به کمال شد پدیدارو اهریمن زشتخو حصاری یاد ار ز شمع مرده یاد آر چون باغ شود دوباره خرم ای بلبل مستمند مسکین وز سنبل سوری و سپر غمآفاق نگارخانه ی چین گل سرخ و به رخ عرق ز شبنمتو داده ز کف قار و تمکین زان نوگُل پیشرس که در غم نا داده به ناز شوق تسکین وز سردی دی فسرده یاد آر
این بخشی از مسمط معروف یاد آر ز شمع مرده یاد آر که بعدها به تقلید از ان ملک شعرا بهار،پروین اعتصامی ،عبدالرحمان فرامرزی و حیدر علی کمالی سرودهایی را در همین قالب مسمط و با همین رویکرد سرودند.
این مطلب تلخیص شده از جلد نخست مجموعه ی تاریخ تحلیلی شعر نو تالیف و پژوهش محمد شمس لنگرودی است که در صفحه های 607 تا 612 درج شده است .
علی اکبر دخدا در ادامه می گوید استنباطم این بود که میراز می گوید چرا مرگ مرا در جایی نگفته یا ننوشته یی در خواب این جمله بر ضمیرم امد که «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» در همین حال بیدار شدم چراغ را روشن کردم و تا صبح سه قطعه مسمط ذیل را ساختم و فردا گفته های شب را تصحیح کردم و دو قطعه ی دیگر بر آن افزودم و سرانجام در شماره ی نخست صوراسرافیل مطبعه ی سویس چاپ شد . با هم بخشی از این مسمط را که اتفاقی ست در هم زمانی تاریخ می خوانیم .
وصیتنامه ی دوست یگانه ی من به کودکان دوره ی طلایی هدیه برادری بی وفا به پیشگاه ان روح اقدس اعلی ای مرغ سحر ! چو این شب تار بگذاشت ز سر سیا هکاریوزنغمه روحبخش اسماررفت از سر خفتگان خماریبگشوده گره ز زلف زر تارمحبوبه ی نیلگون عمارییزدان به کمال شد پدیدارو اهریمن زشتخو حصاری یاد ار ز شمع مرده یاد آر چون باغ شود دوباره خرم ای بلبل مستمند مسکین وز سنبل سوری و سپر غمآفاق نگارخانه ی چین گل سرخ و به رخ عرق ز شبنمتو داده ز کف قار و تمکین زان نوگُل پیشرس که در غم نا داده به ناز شوق تسکین وز سردی دی فسرده یاد آر
این بخشی از مسمط معروف یاد آر ز شمع مرده یاد آر که بعدها به تقلید از ان ملک شعرا بهار،پروین اعتصامی ،عبدالرحمان فرامرزی و حیدر علی کمالی سرودهایی را در همین قالب مسمط و با همین رویکرد سرودند.
این مطلب تلخیص شده از جلد نخست مجموعه ی تاریخ تحلیلی شعر نو تالیف و پژوهش محمد شمس لنگرودی است که در صفحه های 607 تا 612 درج شده است .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر