۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه

چرا نمي‌خوايم بپذيريم كه ايراني‌ها دروغ گو هستند ؟

من نمي‌دونم چرا وقتي با واقعيت ايراني دروغ‌گو روبرو مي‌شيم دست پامون را گم مي‌كنيم . با صداي بلند سر طرفي كه اين واقعيت را طرح كرده داد مي‌زنيم و با انگشت اشاره به بيرون هدايتش مي‌كنيم. يك بار هم شده با هم رو راست باشيم آيا عامل اين همه بدبختي حكمراني دروغ در عرصه‌هاي اجتماع، فرهنگ ، تربيت و سياست نيست ؟ من مي‌خواهم براي راست گو بودن تلاش كنم . من از اين همه‌ي دروغ‌ گفتن ديگر خسته شده‌آم . ما آيا نبايد براي تحقق جامعه‌يي مطلوب از دروغ گفتن دست بكشيم ؟
دوستان عزيز ما كه معتقد به تغيير هستيم ما كه معتقد به اصل رعايت حقوق انسان‌ها و طرفدار پرهيز از خشونت هستيم ما بايد از جدي‌ـرين خشونت و مهمترين عمال نابرابري دست بكشيم ما نبايد ديگر دروغ بگوييم بيايم يك دفترچه‌ي كوچكي داشته باشيم و دروغ‌هايمان را بنويسيم در طول روز و سعي كنيم هر روز جاي آن سخني درست را بگذاريم . نميدانم هر كس به روشي كه ايمان دارد و يا دوست دارد در مسير راست‌گويي و پرهيز از دروغ قدم بردارد . بياييم براي ريشه كن كردن استبدادي سياسي – تاريخي، دروغ را كه مظهر استبداد فردي هست را از ريشه بر كنيم . ما به راست‌گويي عميقا نيازمنديم . مثل كسي كه خون بسيار از او رفته باشد و عميقن به خون نيازمند است .انكار دروغ‌گو بودن به بخشي از فرهنگ ايراني در چند دهه‌ي اخير در آمده است هيچ كمكي براي برطف كردنش نمي‌‌كند تقريبا هيچ كمكي دوستان